|
تو می دانی که چه سخت است زمانی که وقت جدایی است
و در آن هنگام کسی که می رود پاره ای از وجودت را با خود می برد
و تو به ساعت دیواری کهنه که واژه انتظار بر آن هک شده است
خیره می شوی وثانیه ها را می شماری که دوباره کی کامل خواهی شد
ولی تو خود می دانی لحظات با هم بودن مانند برقی است که
آسمان سیاه جدایی را لحظاتی چند روشن خواهد کرد و
صدای رعد ش همان صدای آشنای دوباره شکستن دلت است
که از دور دست های قلبت به گوش می رسد
این ها رو خودم نوشتم در موردش نظر بدین حتماْ
|